عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )

243

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )

قفى لاتزلّى زلّة ليس بعدها * جبور و زلّات النّساء كثير أدحية عنّى تطردين تبدّدت * بلحمك طير طرن كلّ مطير ! و إنّى و إيّاه كرجلى نعامة * على كلّ حال من غنى و فقير يعنى : اى زن بايست مبادا چنان بلغزى كه بهبود و ترميمى براى شكستگى آن نباشد - و لغزش زنها بسيار باشد - آيا [ به جهت تلخى گوشت تو ] برادرم دحيه را از من مىرانى ، الهى كه پرندگانى كه به هر سو پرواز مىكنند گوشت تو را تكه تكه كنند حال آن كه من و برادرم - در هر حالى ، خواه در ثروتمندى و خواه تهيدستى - مانند دو پاى شتر مرغ هستيم . و به اسب به سبب كوتاهى ساقهايش « له ساقا نعامة » گويند يعنى دو ساق شترمرغ دارد . امرؤ القيس گفته : « له أيطلا ظبى و ساقا نعامة » يعنى : دو تهيگاهش چون آهو ، و دو ساقش چون شتر مرغ است . رحب الراحة - ابهام الضّبّ . رحمة اللّه . سليمان بن عبد الملك به ابو حازم اعرج - كه او را از عذاب خدا بيم مىداد - گفت : پس « رحمت خدا » كجاست ؟ ابو حازم گفت : « به نيكوكاران نزديك است » « 1 » . و در بصره كنيزكى بود به نام « رحمة اللّه » . بشّار بن برد در حق او شعرهاى عاشقانه مىگفت . ابو نواس در شعرى كه از بشّار ياد مىكند ، بيتى از وى را تضمين كرده كه به جهت زيبايى و استوارىاش حكم مثل يافته : احببت من شعر بشّار لحبّكم * بيتا لهجت به من شعر بشّار يا رحمة اللّه حلّى فى منازلنا * و جاورينا فدتك النفس من جار يعنى : به خاطر عشق شما بيتى از بشّار را پسنديدم و به ذكر آن برانگيخته شدم . اى رحمت خدا چه همسايهء خوبى هستى ! جانم برخى تو باد ، در سرزمين ما

--> ( 1 ) - سورهء اعراف - 56 .